X
تبلیغات
زولا
یکشنبه 10 شهریور 1392 @ 21:43

کاچیران

دو سه روزیه بدجوری سرما خوردم کلا از همه چی افتادم.از دیروز که کشیک بودیم شروع می کنم یه امداد هوایی اومد که یه بچه تقریبا 2 ساله رو آورده بود. می گفتن ماشین بهش زده افتا هوشیاری داشت و علائم حیاتی هم مختا سونو هم شد و گفتن مایع تو شکمشه  و خلاصه بردیم اتاق عمل و کبد بچه بیچاره پارگی وسیعی داشت که ترمیمش کردیم و خوشحال و خندان بودیم که گفتن مردمک هاش میدریاز دوبل شده. خلاصه بدو ببر سی تی و مشاوره اورژانس نوروسرجری و متاسفانه دووم نیاورد. گرچه قبل از انتقال به بیمارستان هم گفتن که تو هلی کوپتر هم یه بار ارست قلبی داشته. نکته مهمش این بود که کلا پدر بچه که عین خیالش نبود کسی هم به اسم مادر بچه ما ندیدیم. کلا خیلی مشکوک بود. بعدشم که گروه 4 یه مریض داشتن بردن اتاق عمل تا 2 صبح مت علاف بودیم آپاندیس خودمون موند برای صبح. تو این هاگیر واگیر هم یه نرس دانشمند به ما گیر داده بود که کم مونده بود دیگه به دیوان لاهه هم شکایت ما رو ببره. خلاصه امروزمون با یه تیروئید شروع شد و بعدش 2 تا سینوس پیلونیدال و یه آپاندیسیت و دست آخر هم یه ژنیکوماستی. دیگه بچه های اتاق عمل به من می گن "کاچیران". می گفتن آخرش یه دیپلم خیاطی هم به من بدین از بس تو این بخش من دوخت و دوز کردم. دست آخر هم یه مریض اومد برای کاتتر پورت ما هم کلی خوشحال و خندان چون خیلی وقت بود نداشتیم ازینا که یه دفعه گفتن مریض آپاندیسیتی که دیروز مرخص کردین الان با درد شکم اومده زنگ زدیم به سال یکی رفت دید گفت شکم حادِ. با ترس و لرز دویدیم رفتیم اورژانس تو راه هم همش تو این فکر بودیم که این که همه پیش خوب بود چش شده که معاینش کردیم چیزی به شکم جراحی نمی خورد ولی باز ته دلم می ترسید گفتم نکنه یه چیزی باشه من نفهمیده باشم خلاصه برگشتیم اتاق عمل و دست بر قضا عمل کنسل شد به علت مشکلات قلبی اختمالی مریض ما هم از جناب سرهنگ خواهش کردیم و رفتیم مریض رو تو اورژانس دوباره دیدیم و ایشون هم به نظرش مشکلات مربوط به سنگ کلیه اومد و خلاصه برای اطمینان سونو و . . .