مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 @ 23:43

کت دان در زانو

تا الان که یه دون مریضمون کد خورده بود که برگشت و هنوزم داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه . امروز یه حرکت انقلابی کردم تیم ملی البته برای جراح جماعت کار خاصی نیست . ولی من تا حالا برام پیش نیومده بود . و داستان این بود که یه مریض داشتیم 93 ساله که رگ نمی شد ازش گرفت و چون INR بالا هم داشت نمیشد براش CV line بزاریم و کت دانش هم کردیم از داخل قوزک پا که نشد . لذا ما از داخل زانو برشی زدیم و رگی را یافتیم و خیلی ازین حرکت ذوق وافر کردیم . کلاً دفعه اولیا حال میده.این عکسو ببینین آناتومی ورید های پاست

چهارشنبه 23 فروردین 1391 @ 01:12

اولین عمل harvest

الان ساعت از 1 صبح گذشته با استاد باحاله رفتم عمل harvest تا الان روبروی استاد تو این عمل نایستاده بودم . خیلی حال داد دریایی از آناتومی بود بیمار هم یه پسر 15 ساله مرگ مغزی بود که خانوادش برای اهدای عضو رضایت داده بودن . من و استاد قسمت کبد و کلیه ها رو برداشتیم و یه تیم هم همزمان داشتن روی قلب کار می کردن و بعدشم که کارمون تموم شد کبد رو گذاشتیم تو محلول و به سرعت اومدیم بیمارستان خودمون برای پیوند . بعدش من دیگه سر پیوند نرفتم اومدم مشاوره هامو جواب دادم و رفتم اورژانس رو دیدم یه مریض آپاندیسیتی داذیم با یه هرنی اینکارسره . منتظریم اتاق عمل بگیرمشون . بد جور خوابم میاد . تا آماده بشن بریم یه چرتی بزنیم
پنجشنبه 17 فروردین 1391 @ 16:11

یه آپاندیس خفن

داشتم از بیمارستان می رفتم که آقای پاشا حالش بد بید به من گفت به جاش برم سر عمل با سال یکیش رفتم یه آپاندیسیت عمل کردیم خیلی خوشم اومد ازون ژرفوره ها بود که یه حالی هم به سکوم داده بود کلا سخت ترین آپاندیسیتی بود که رفته بودم اوضاع جورب بود که سال ۴ پاشا هم اومد سر عمل تا خیالش راحت بشه و به من کمک می کرد . یه عمل باحال دیگه هم دارن موندم برم خونه یا بمونم

سه شنبه 15 فروردین 1391 @ 23:25

اولین کت دان بزرگسال

امشب تو اتاق نشسته بودم که سال یکی سابق اومد و گفت یه مریض داریم که تو ادم ریه هست و رگ هم نداره و INR اونم خیلی بالاست نمیشه براش CV line گذاشت . میشه بریم کت دانش کنیم منم تا حالا کت دان انجام نداده بودم البته خودم می دونم آخر آبرو ریزیه که تو این سن و سال جراحی هنوز این کارو نکردم خب چرا دروغ بگم همیشه واسه مریضامون  CV line گذاشتیم . و کلا تو این 18 ماه فقط 2 بار دیده بودم چی کار میکنن . خلاصه با اعتماد به نفس کامل رفتم بالا سر مریض اول از ورید فمورش که اتفاقی پیدا کردم یه لازیکس براش زدم . بعدش با بدبختی تو این خراب شده یه ست دنوده پیدا کردم و به طرز خیلی جالبی وریدش پیدا شد البته اولش رگه خوب نبود ولی یه کم که سرم زدم راه افتاد و فیکسش کردم . خیلی بهم مزه داد و راستشم به سال یکی قبای گفتم که دفعه اولم بوده بنده خدا فکر می کرد دارم براش کلاس میزارم باورش نمیشدو خلاصه اینم از اولین کت دان بزرگسال

سه شنبه 15 فروردین 1391 @ 19:21

سنگین ترین کشیکی که داشتم

آخرین کشیکم تو عید که همون روز 13 عید باشه سنگین ترین کشیکی بود که تا حالا داشتم . 5 تا عمل از ساعت 10 صبح تا 5 فردا صبح . 2 تا آپاندیس یه خانم دیابتی با کولیه سیستیت آمفیزماتو یه مورد پپتیک اولسر پرفوره و آخریش هم یه پسر بچه 5 ساله که تصادف کرده بود و ژوژنومش ( قسمت دوم روده باریک ) پاره شده بود و همین عمل آخری هم خیلی برام جذاب بود چون دفعه اولی بود که می دیدم و یه چند تا تکنیک یاد گرفتم و از همه مهمتر عمل که به خوبی تموم شد وقتی قیافه نگران مادر و پدر بچه رو با یه جمله " به خیر گذشت " می دیدم کیف می کردم . ولی خداییش پدرم درومد این بی هوشی ها هم چه بلایی که به سر ما نیاوردن اولین عمل که همون کوله سیستیت آمفیزماتو باشه . عمل روز قبلمون بود که دوستان بی هوشی با این استناد که اگهICU  نباشه مریض رو نمی خوابونن دست ما رو تو حنا گذاشتن . امروز هم که دیر بیدار شدم و وقتی بیدار شدم دیدم میس کال های فراوانی رو گوشی خودنمایی می کنن که الحمدلله انقدر وضعمون خراب بود کسی به ما گیر نداد ولی در کل که دارم نگاه میکنم بد هم نگذشت . کلی میخندیدیم . یه دفعه یکی ازین بچه ها گیر داده بود که بگین مریض بعدیتون کیه من برم بیارمش زود آمادش کنم حالا هی من می گم که بابا من نمی دونم اسمش چی بود بی خیال نمیشه دم به دقیقه میومد می گفت دکتر اسمش یادت نیومد من برم بیارمش . منم از رو شوخی آخرین بار بهش گفتم " آهان اسمش ابولفضل علمدار بود " اینم از اتاق رفت بیرون پیش خودم گفتم ناراحت شد . بعد نیم ساعت اومده میگه " دکتر میگن مریضی به اسم ابولفضل علمدار ندارن که " اینو که گفت همه تو اتاق عمل منفجر شدن . خیلی آدم ساده و با حالیه خودش هم که متوجه شد داشت می خندید . یه جاهایی هم تو این کشیک دردآور بود اونم این بود که برای اولین بار دستم با کوتر سوخت . یکی از مریضا داشت از طحالش خونریزی میکرد که درجه کوتر رو برده بودیم بالا و داشتیم با مود اسپری هموستاز میکردیم که یه دفعه ...
خیلی درد داره لامصب

سه شنبه 16 اسفند 1390 @ 17:14

شریان ligate شد

امروز کشیک اورژانسم صبح که با استاد لاپاروسکوپی رفتیم درمانگاه بعدشم ما مرخصی قبل از موعد گرفتیم و بسیار خوش به حالمان شد . 1 ساعت پیش یه خانوم رو آوردن که موقع خونه تکونی دستش رفته بود تو شیشه و شریان اولنارش قطع شده بود من که دیدمش با فشار سنج خونریزیش رو کنترل کرده بودن . زخمش رو که باز کردیم تا معاینش کنم خون جت کرد بیرون خودمو چند نفر اون ور تر هم خونی مالی شدن . چون محل بریدگی به مچ چسبیده بود با مشورت سرویس ترمیمی . ligate شد و به سرویس اونا منتقل شد . اولین بار بود که اینکارو میکردم

دوشنبه 15 اسفند 1390 @ 18:53

اولین تراکئوستومی

امروز برای اولین بار یه عمل تراکئوستومی دیدم و کمک استاد هم بودم خیلی حال انگیز بود البته قبلش ما رو فرستادن تومور بورد که انقدر آدم کت و کلفت اونجا بود هیشکی ما رو تحویل نگرفت شانس آوردم استاد قبلیم اونجا بود و گفت ایشون هم می خواد مریض معرفی کنه و الا همه داشتن میرفتن

یکشنبه 14 اسفند 1390 @ 21:32

شکم وا میکنیم دس تنها

امروز برای اولین بار یه توده دیستال پانکراس دیدم که به طحال هم چسبیده بود . اخر هم طحالش برداشته شد . بیمار یه خانم ناشنوا بود که خیلی هم مظلوم بود و همه هم هواشو داشتن . من سر این عمل بودم که استاد اومد سر عمل چون قبلش سر یه عمل لاپاروسکوپی رفته بود که انگار کیسه صفرا پاره شده بود و سنگاش ریخته بود تو شکم و استاد اعصاب نداشت . راستی برای اولین بار هم ما دس تنها یه شکم رو باز کردیم که البته شکم که چه عرض کنم در حقیقت گود برداری میکردم و ۳ متر رفتیم پایین تا رسیدیم به داخل شکم . یه بیوپسی لنف نود اینگوینال هم داشتم که چون خیلی لاغر بود همش می ترسیدم شریانشم بزنم

سه شنبه 2 اسفند 1390 @ 21:54

اولین کت دان نوزاد

امشب رفتم پیش پارسا دو تا کت دان بچه انجام دادم دفعه اولمم بود خداییش پارسا خیلی حال داد و گفت خودم برم . جالبه بلافاصله هم رگه رو پیدا کردم ولی نتونستم وایر رو رد کنم که پارسا خودش رفت . رفتم بخش رو دیدم یه مریضمون تنگی نفس داشت . استاد صبح اومد دیدش گفت یه مشاوره ریه براش بزارین شب گفتم یه سری به بخش بزنم مشاوره رو هم دیدم . بعد چیز جالب این بود که مریض نوموتوراکس داشته بود و دوستان هم تو مشاورشون کلی به ما حال داده بودن . امشب قراره ممل به ما شام بده یه آناستوموز روده دس تنها زده ...البته فعلا که خبری نیست

دوشنبه 1 اسفند 1390 @ 19:25

اولین ناخن کشی دس تنها

امروز کلا 2 تا عمل گنده داشتیم یه رکتوپکسی بود که ما خودمونم دفعه اول بود میدیدیم . یه مریض دیگه هم داشتیم که توده برست بود با لنف نود دایسکشن آگزیلا . یه مریض دیگه هم نقلی کشیدین ناخن بود که این مشکلش این بود که بی حس نمیشد 15 سی سی لیدوکائین زده بودیم باز نعره میزد بنده خدا . آخر هم مجبور شدیم به صورت IV sedation آرومش کنیم . خلاصه این هم اولین ناخنی بود که ما دس تنها در آوردیم و خداییش هم از هیبت این ناخنه که زیر پوست بود ترسیدیم . بعدش با ممل و چیف محترم رفتیم کافی شاپ نزدیک رستوران ناهار بخوریم . حالا من یه ناهاری تو بیمارستان خورده بودم ولی نتونستم به روشون بیارم یعنی خجالت کشیدم حالا سیر سیر بودم یه غذا هم واسه من سفارش داده بودن . خلاصه با گریه هر لقمه ای پایین میرفت . دیگه نصفش رو که خوردم داشتم می ترکیدم . راستی امروزم یه اینتوباسیون موفق داشتم

   1      2      3      4      5      6      7      8      9    >>