پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 @ 01:37
چهارشنبه 10 اسفند 1390 @ 20:10
دیشب یه مریض آپاندکتومی داشتم . غریب و تنها رفتم عملش کردم . بعدش یه پپتیک اولسر پرفوره داشتم که ممل اومد کمکم. ولی خیلی بد حال بود . هنوزم بد حاله .سال یک محترم هم براش CV line گذاشته بود که نوموتوراکس هم کرده بود . تا 4 و 30 بیدار بودیم بعدشم امروز رفتمیم امتحان osce که رو دور بدشانسی بودم تروما وقت کم آوردم . خیلی حالم گرفته شد . یه آیتم هم مجبور شدم منتظر بمونم . ظهر اومدم خوابیدم تا الان . داغونم
دوشنبه 8 اسفند 1390 @ 22:07
امروز خیلی روز بدی بود دیر رسیدم به بیمارستان بعد از جلسه مورنینگ رفتم اتاق عمل این سال یکی خیر ندیده مریض یه استاد دیگه رو به جای استاد امروز فرستاده بود اتاق عمل استاد هم گُل به شما و ... به بنده و سایرین بالاخره ما معنی دقیق " گنه کرد در بلخ آهنگری" رو فهمیدیم . خلاصه یه عود سارکوم داشتیم که استخوان کتف مریض البته تکه ایش رو با تومور برداشتیم . یه مریض هم اومده بود با یه توده بافت نرم تو ناحیه باسنش که یه چیزی تو مایه های شلغم بود و غلفتی درومد و بعدشم ما پس فردا امتحان داریم خدا به خیر کنه
چهارشنبه 12 بهمن 1390 @ 23:32
جمعه 30 دی 1390 @ 11:08
امروز آنکال بخش هستم به قول معروف همه چی آرومه . یه مریض تو بخش داریم که به علت طپش قلب اومده بود اورژانس و وقتی بررسی شد کم خونی شدید داشت و در نهایت یه فهمیدیم یه توده خیلی بزرگ تو شکمش داره . امروز همش دنبال من میومد هی سوالای جورواجور میپرسید خیلی ترسیده بی چاره 38 سالشه . به نظر میاد تودش بد خیم باشه . ولی هنوز 100 در 100 از ماهیتش مطمئن نیستیم
جمعه 9 دی 1390 @ 13:48
ای خدا لعنتتون کنه ...
این جمعه ما رو اینجوری خراب کردین . من بدبخت چه گناهی کردم گیر دو تا آدم دودر افتادم . این از صبح که بخش رو ندیدن . مریض دیشب رو نمیان عمل کنن باید صبح ببریم که هنوزم یکیشون مونده . اینم از دیشب که برای یه کات دان بچه کلی بامبول در میاره من باید نقش تلفنچی رو بازی کنم باید سر یه شالدون با رزیدنت رادیولوژی داد و بیداد را بندازم . ای خدا آخه اینم شد شانس . مثلا سال 2 شدیم که کارمون کمتر شه بدتر شد
پنجشنبه 8 دی 1390 @ 16:40
دیروز کلا روز بدی بود اصلا از اولش معلوم نبود که روز بدیه چون اول صبح که رو ابرا بودیم به خاطر عمل صبح . وقتی رفتیم اتاق عمل الکتیومون من خدا خدا میکردم زود تموم بشه کار داشتم که این حاجی فیروز اومد گفت تو پروندش مشاوره بی هوشیش نوشته با من مشاوره بدین چرا ندادین و یه مشاوره دیگه هم این سال یکی ما نمی دونم از کجا آورده بود که مریض دمانس داره مشاوره نورولوژی نیمه تمامی تو پرونده بود . خلاصه عمل سنگینی که قرار بود لاپاروسکوپی بشه و دهن صاف کن هم بود کنسل شد . من که داشتم پر در
ادامه مطلب ...
دوشنبه 21 آذر 1390 @ 20:40
امروز رفتیم یه هرنی عمل کنیم اول فکر میکردم indirect باشه که نبود و direct از آب درومد . بعدشم مثانه رابچر پیدا کرد و خلاصه تو 2 لایه دوختیمش و درن و سوند گذاشتیم .خودم اولین بار بود یه همچین هرنی میدیم از توضیحات استاد هم سر عمل سود بردیم . پانسمان فشاری هم براش گذاشتیم و الانم دیدمش خوب بود . امروز هم کشیکم گوش شیطون کر مثل اینکه قراره تا صبح بخوابیم خبری نیست
چهارشنبه 6 مهر 1390 @ 23:15
سه شنبه 5 مهر 1390 @ 21:16