ممل خوش شانس
دیشب که کشیکمون به خیر گذشت و خبری نبود ممل مسئول مشاوره ها بود بعد ور دل من نشسته بود اینترنت بازی میکرد یَک حرصم درومده بود که نگو منم گذاشتم ساعت 2 صبح که داشت می خوابید بهش زنگ زدم با کلی فحش به این ور و اون ور رفت طرف موبایلش که الان چه موقع مشاوره دادنه که بعد دید منمو ....بگذریم ..
صبح هم که رفتیم اتاق عمل با چیف رفتیم سر عمل لاپاروسکوپی که خیلی بد بود و اگه استاد به دادمون نرسیده بود معلوم نبود تا کی طول میکشید . بعدش من رفتم یه لیپوم رو از پای یه مریض در آوردم جالبه اتند بیهوشی میخواست این بیچاره رو اسپاینال کنه هی من میگم بابا نیاز نداره لوکال میرم آخرش استاد خودمون اومد گیر داد نه این نیاز نداره ما هم لوکال رفتیم و خلاص ...
الانم که باید برم بشینم درس بخونم فردا امتحان دارم


