روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

ما امتحان نمیدیم

امروز خبر خوشحال کننده ای به ما دادن و اونم این بود که گفتن اونایی که 5شنبه کشیکن امتحان ندن و اونا هم فقط یه نفر بودن و اونم من ..با خوشحالی اومدم پاویون و لالا که یه دفعه یه چیزی افتاد رو شکمم ..کی بود محمد بود با نیش باز که چه نشستی که امتحان کلا کنسل شده و کلی به من خندید و گلاب به روتون هی بیلاخ نشون ما میداد بعدش ما با لب و لوچه آویزون پرسیدم حالا کی افتاده امتحان گفت ۱۹ اسفند بعد من دوباره نیشم باز شد و گفتم به به من همون روز باز کشیکم و بدین سان حال این مزدور اجنبی کمتر از یک دقیقه گرفته شد این از این اون مریض دیشبیه هم که تا صبح ما رو بیدار نگه داشت و صبح همه دل و روده هاش از کنار لاپاروستومی زده بود بیرون رضایت شخصی داد و رفت قبلش همه اساتید مریض رو دیده بودم و شور و مشورت بود که چیکارش کنن ..امروزم سرهنگ امیری باهاش رفتیم سر ماستکتومی همچنان که داشت خالی می بست زد ورید آگزیلا رو کات کرد که جفری اومد دوباره دوختش فردا هم ما کشیکیم در ضمن

نظرات 2 + ارسال نظر
بی پنج‌شنبه 5 اسفند 1389 ساعت 11:17 http://darlin.persianblog.ir/

مامان جمعه 6 اسفند 1389 ساعت 01:10

فیلم ماستکتومی را سرچ کردم ودیدم .جالب بود .باید بفهمم بعدها چه قرار است به سرم بیاید!ممنون که اصطلاح پزشکیش را گفتی تا بتونم سرچ کنم. راستی دوتا سئوال : این چاقو از چه جنسی است که اینقدر تیزه!!!!!!!!! سئوال دوم اگه اجازه دادی بعدا" اخه یکم ..............روم نمیشه

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.