روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

از دست این اینترن ها

امروز با سال یکی محترم رفتیم ویزیت بخش و ...تا رسیدیم به آی سی یو .داشتم برای یکیمون توضیح میدادم که سرهنگ شاکی شد و که چرا اینجوریه مگه خودت نمی بینی!!!بعدشم اومدیم پاویون و یکیه رضا واشه هممون بستنی خریده بود . برای افطار ایشالله . این یکیه ما هم اینترن ها می خوان حقشو بخورن حالشونو گرفتم

نظرات 5 + ارسال نظر
حمید پنج‌شنبه 3 شهریور 1390 ساعت 13:41 http://dr_ahmadi.mihanblog.com

پیش ما هم بیا رفیق...

جوجو پنج‌شنبه 3 شهریور 1390 ساعت 13:54

دکی شیطونی تردی
حبه انگول

سویل پنج‌شنبه 3 شهریور 1390 ساعت 15:16 http://roozegaresevil.mihanblog.com

خدا روشکر سال یکیاتون اومدن کاراتون سبکتر میشه
تقبل الله اخوی (به قول خودتون) ...ولی بستنیا رو میخوردید آب میشه تا افطار...

مهشید پنج‌شنبه 3 شهریور 1390 ساعت 18:55

این دفعه بپرسم ؛شما هم حال اینترن و اکسترنا رو میگیری؟؛نگی گنه کرد در بلخ آهنگری.....؟؟؟؟؟؟
آهنگرا همه از یه قماشن.....

هانیه جمعه 4 شهریور 1390 ساعت 05:53

خوب کاری کردی...]

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.