ساعت 2 صبح امروز در اتاق عمل یه آپاندیسیت عمل کردم با یه اسکراب بعد دوستان هخم وایساده بودن هرهر می خندیدن میگفتن آفرین تنهایی عمل کن فکر کن تو شهرستانی . خلاصه همه جیز به خیر و خوبی بود تا اینکه این مریض سفت میشد و این دوستان بیهوشی هم مریض رو شل نمی کردن خلاصه آپاندیس رو که قطع کردیم من هنوز مشکوک بودم و سال 4 هم اومد مطمئن شدیم هنوز 2 سانتش مونده خلاصه خیلی آپاندیس دم درازی بود . دیشب هم که من مشاوره بودم هی چپ و راست زنگ میزدن . نزاشتن ما بخوابیم