امروز کشیک اورژانسم صبح رفتم یه نی نی رو تو NICU دیدم که مشکوک به NEC بود . که خوشبختانه مورد خاصی نبود یه آقای دیابتی رو هم الان تو اتاق عمل پاش رو آمپوته کردیم . اورژانس هم فعلا خبری نیست
ای خدااااا من چه قدر خوش شانسم خیر سرم سر کلاس بودم دیدم حوصله ی چرت و پرتایی که استاد داره می فرماین ندارم گفتم بیام تو نت - آمدن همانا بدبخت شدنم همانا اول که خوندم نی نی دیدین فکر کردم این دفعه جراحیه سزارین داشتین و از تصور نی نی - نیشم تا بنا گوشم باز شد و استاد محترم وسط درس یهو فرمودن خانوم فلانی تو گوشیت چی نوشته که داری می خندی بلند بگو ما هم بخندیم منو میگید در جا خشکم زد چون سال بالاییا گفته بودن اگه موبایل دست کسی ببینه دیگه طرف حسابش با کریم الکاتبینه منم از سکوت یهویی کلاس ترسیدم گفتم الانه که بگه بلند شو برو درس منو حذف کن تا ترمه بعد به خاطر همین یهو از دهنم پرید که :استاد همین الان خاله شدم استاد کف کرد و بچه ها هم شروع کردن به دست زدن و استاد هم یه لبخندی زدن و تبریک گفتن بهم داشتم یه نفس راحت می کشیدم که از پشت سرم یه پسره تخس گفت پس استاد ایشون باید شیرنی بدن استاد هم فرمودن 100% جلسه ی بعد با شیرنی تر میان وای خدای من واسه 50 تا آدم اونم 36 تا پسر تلووو من شیرنی بیارم از عصبانیت برگشتم یه چی بهش بگم که گفت: این کفاره ی دروغته منم دیگه در جا این طوری شدم و فهمیدم آقا حواسش تو گوشیه بنده بوده و فهمیده خالی بستم منم کوتاه اومدم ولی در نظر دارم با اسپری روی یکی از جعبه شیرنیا( جعبه ی پسرا) روغن کرچک بپاشم تا دیگه از این غلطا نکنن حالا که خطر از بیخ گوشم رد شده شروع کردم به خوندن متن پست حالم گرفته شد ولی بعدش خوشحال شدم که حالش خوبه و اگه دوباره رفتید دیدنش سلام این خاله ی مجازی رو بهش برسونید و بگید دعا میکنم زودتر از توی اون زندان شیشه ای بیرون بیاد و بره بغل مامانش
ولی دکتر یه سوال : در صد خلوصه این روغن کرچکه چه قدر باشه که یه 5 ساعت بعد کلاس علائمشو نشون بده و اونا تا دسته کم یه نصفه روز تو همون wc نتونن از جاشون تکون بخورن؟؟؟/
ای خدااااا
من چه قدر خوش شانسم
خیر سرم سر کلاس بودم دیدم حوصله ی چرت و پرتایی که استاد داره می فرماین ندارم گفتم بیام تو نت - آمدن همانا بدبخت شدنم همانا

منو میگید در جا خشکم زد چون سال بالاییا گفته بودن اگه موبایل دست کسی ببینه دیگه طرف حسابش با کریم الکاتبینه
منم از سکوت یهویی کلاس ترسیدم گفتم الانه که بگه بلند شو برو درس منو حذف کن تا ترمه بعد به خاطر همین یهو از دهنم پرید که :استاد همین الان خاله شدم

استاد کف کرد و
داشتم یه نفس راحت می کشیدم که از پشت سرم یه پسره تخس
گفت پس استاد ایشون باید شیرنی بدن استاد هم فرمودن 100% جلسه ی بعد با شیرنی تر میان
وای خدای من واسه 50 تا آدم اونم 36 تا پسر تلووو من شیرنی بیارم از عصبانیت برگشتم یه چی بهش بگم که گفت: این کفاره ی دروغته
منم دیگه در جا این طوری
شدم و فهمیدم آقا حواسش تو گوشیه بنده بوده و فهمیده خالی بستم
منم کوتاه اومدم ولی در نظر دارم با اسپری روی یکی از جعبه شیرنیا( جعبه ی پسرا) روغن کرچک بپاشم تا دیگه از این غلطا نکنن

حالم گرفته شد ولی بعدش خوشحال شدم که حالش خوبه و اگه دوباره رفتید دیدنش سلام این خاله ی مجازی رو بهش برسونید و بگید دعا میکنم زودتر از توی اون زندان شیشه ای بیرون بیاد و بره بغل مامانش





اول که خوندم نی نی دیدین فکر کردم این دفعه جراحیه سزارین داشتین و از تصور نی نی - نیشم تا بنا گوشم باز شد و استاد محترم وسط درس یهو فرمودن خانوم فلانی تو گوشیت چی نوشته که داری می خندی بلند بگو ما هم بخندیم
بچه ها هم شروع کردن به دست زدن و استاد هم یه لبخندی زدن و تبریک گفتن بهم
حالا که خطر از بیخ گوشم رد شده شروع کردم به خوندن متن پست
ولی دکتر یه سوال : در صد خلوصه این روغن کرچکه چه قدر باشه که یه 5 ساعت بعد کلاس علائمشو نشون بده و اونا تا دسته کم یه نصفه روز تو همون wc نتونن از جاشون تکون بخورن؟؟؟/