روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

هرنی در یک روز بد

یه سری جامونده هاد ارم که باید بنویسم  

جمعه: گیر داده بودن که من برگردم بیمارستان یه عمل داریم بعدشم خودشون ۴ نفر بودن من بدبخت رو می خواستن بکشونن بیمارستان . که ختم به خیر شد  

شنبه : قرار بود ما یه سی دی uptodate رو به استاد بدیم که یادمون رفت بعدش فهمیدیم کلی خجالت زده شدیم 

یکشنبه : کلا خنده بازار بود اولا که من یه جا خواستم جَنَم جراحی به خرج بدم یه عربده کشیدم استاد ما و بقیه و من جمله خودم زهرم ترکید البته استاد محترم هم می خواست خفم کنه . یه جا هم این چیف ما انقدر چیز چیز میکرد کلی بهش خندیدم مثلا می گفت این چیز منو دیدین (ماشینشو) چیز استاد ج رو دیدین (کارت ویزیتشو) . شبش هم ما آنکال وایسادیم پدرمون درومد یه جا مجبور شدم 2 صبح برم بخش . 

دوشنبه : یه مریض هرنی داشتیم که با سال 1 رفتیم یه جاش هم استاد اومد از فرمایشاتشون استفاده کردیم و چشتون روز بد نبینه یه جا استاد فهمید که مریض رو قبل از اینکه وسایل استفاده شده شو تو اتاق عمل بخره , مرخص شده قاطی کرد کلی همه مونو دعوا کرد . البته راست هم میگفت قیمت اون وسیله 2 میلیون بود واگه اون مریضه برنگرده استاد مجبوره خودش پولشو بده . خلاصه ازون ور هم سال 4 به سال 1 گیر داده بود که چرا حواست نبوده و مریض هم آی سی یو نداشت. بعدش یه چیز دیگه هم اینکه ما صبح 4 دقیقه دیر رسیدیم جلسه مورنینگ یکی از اساتید حسابی حالمونو گرفت

نظرات 4 + ارسال نظر
م دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 21:48 http://m-mamayi.mihanblog.com

سلام.
ما بسیار زیاد از کلمه چیز استفاده میکنیم!

یه بار موقع برگشتن از بیمارستان به سمت دانشکده،استادمون میخواست به راننده سرویس بگه که ( آقای فلانی زود حرکت کنید که ما ژورنال کلابمون دیر شده)
گفت : آقای چیز زود حرکت کنید ما چیزمون چیز شده !

کهکشان دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 22:32

آرزوی موفقیت دارم برات جناب دکتر

چقدر جراحی هرنی دارین. بنظرم زیادی شایعه؟!!

sh.kh دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 22:55

دکتر؟؟؟شما؟؟؟عربده؟؟؟!!!
از این کارا نکنید که اصلا بهتون نمیاد!!!شما و عربده؟!!
چیز...چیز...چیز!!!فک کنم یه مریضی واگیرداره همه گاهی اوقات این کلمه رو زیاد میگن!!!
موفق باشی دکتر و نه خسته!

م سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ساعت 23:24

سلام چند روز نیومده بودم تو وبتون ،اومدم کامنت بذارم یک لحظه جا خوردم گفتم نکنه این (م) خودم بودم
دکتر اینا که شرمندگی نداره شرمندگی یعنی این که مریض تروما رو ببری ICU بعد کلی درباره شرایطش برا پرستار بگی بعد یهو ببینی پرونده یک ترمیم تاندون ودنبالت بردی
یا اینکه مریضو تحویل بگیری با کلی سئوال که ازش پرسیدی بعد با دندون مصنوعی بره رو تخت
یا اینکه تو کل وقت احیا یک آستین روپوشتو پوشیده باشی
یا..... دکتر اعتماد به نفستون رفت بالا؟؟؟؟؟
خدایی نکرده ،زبونم لال، این عربده مبارک سر تکنسین بیهوشیتون که نبود؟؟؟؟؟ (م. تکنسین بیهوشی)

نه سر اسکراب بود

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.