صبح که تشریف بردیم بخش و بعدشم ژورنال کلاب که نوبت ممل بود و دیر هم رسید و موقعی که داشت مقالش رو می خوند هنوز نفس نفس میزد. استاد بازنشسته هم که چند باری بهش گیر داد. بعدش با سرهنگ رفتیم سری به اتاق عمل زدیم که دیدیم، به به دوستان نشستن و صبحانه ای به پاست و مهمان هم که حبیب خداست و خلاصه صبحانه ای زدیم و بعدشم رفتیم درمانگاه. مریض خاصی هم ندیدیم و تا الانم که خبر خاصی در این کشیک نبوده است. البته تجربه ثابت کرده به قول معروف " شب دراز است"
سلام
شب آرزوها در حال خدمت به خلق خدا.
همیشه وفق باشید و خدا به همراهتون.
.سلاااام دکتر
زورنالم بره خودش قشنگه ولی فبول دارین مورتالیتی و گران راند اون شستشوش خیلی بامزه تره!عاشق اینم که یه نفرمیرخ اون بالا وماام در حد توانمون بهش میخندیم!حتی اگه خودم بالا باشم
حالا منظور از خبر اصی!همان خبر خاصی است یا مثلن خبر اصی کننده ای نیست !
خب خبر اصی هم که نبوده که ما نه خسته بگیم دیگه!
سلام آقای دکتر شما چجوری تو اتاق عمل صبحانه میخورین ؟