امروز کیسه صفرایی که روز شنبه کنسل شده بود رو بردیم اتاق عمل . و امروز هم روز استاد تازه وارد بود و ما خوش و خندان از اینکه قراره لاپاروسکوپی کنیم. رفتیم برش بالای ناف رو دادیم که یهو استاد تازه وارد اومد بالا سر ما و گفت دست نگه دارین استاد اعظم می خواد بیاد سر عمل. بعد من و سال دو همدیگه رو نگاه کردیم که این یعنی چی!!! که دیدیم استاد با یه سری فیلم بردار از صدا و سیما اومد تو اتاق عمل و .. .
خلاصه کلام یه دستگاهی رو اومدن راه اندازی کردن که گویا سال 88 ساخته بودنش به قول معروف هم همه چیشایرانی بود جز موتور های چند میلیونیش و مخلص کلام نقش دوربین نگه دار رو اجرا میکرد و رسما استاد تنها داشت عمل می کرد. ما همچنان با ابروانی گره کرده داشتیم ماجرا رو دنبال می کردیم که استاد نه گذاشت نه برداشت چش انداخت تو دوربین و گفت این آقایونی که میبینین اینجا با عصبانیت دارن عمل رو نگاه می کنن( منظورش من و سال دو بودیم) علتش اینه که این دستگاه داره کار این ها رو انجام میده و با حضور این دستگاه دیگه از عمل چیزی به اینا نمیرسه !!! یعنی این که میگن کارد بهش میزدی خونش در نمیومد ور بنده امروز با تمتم وجود لمس کردم...اینا به کنار یَک کیسه صفرای هلویی هم بود خداییش خیلی خوش دست بود. حروم شد
some day
i'l be
big enough so you can't hit me...
یک کیسه صفرای هلویی هم بود
!!!!!!!!!!!
پناه بر خدا یعنی عشق چه بلایی سر آدم میتونه بیاره !!!!!!!!!!
( منظور عشق به جراحی بود !!)
دکتر حواستو جمع کن یه وقت نصفه شب با چاقو جراحی نری سروقت خانواده به بهونه ی اینکه جراحی خونت کم شده
پروردگارا همه جوانان عاشق را شفای عاجل مرحمت فرما !!!
در پایان : خوب میشی نگران نباش پسرم
سلام آقای دکتر
یعنی اینقدر قیافه تون سر درونتون رو آشکار میکنه که استاد از پشت اون ماسک هم این رو تشخیص داده؟!
دکترجان یک کلاس بازیگری تشریف ببرید