دیشب یه مریض با انسداد کامل رو بردیم اتاق عمل گلاب به روتون این روده هاش همه پر بودن براش کلستومی گذاشتیم و خلاص سر رضایت گرفتن هم یه داستانی داشتیم با همراهان بیمار که بیا و نپرس خلاصه ۳ صبح خوابیدیم ۶ و ۳۰ دقیقه هم بیدار شدیم با اینترن محترم راند کردیم بعدش رفتیم بخش رو دیدیم که امیری هم به ما ملحق شد و باز رفتیم اورژانس و یه مریض که هماتوم بعد MRM داشت رو تخلیه کردیم INR=7 داشت با تغیرات نواری قلب که دادیمش دست قلبی ها الانم نشستیم منتظر یه مریض آپاندیسیتیم که رفته تشکیل پرونده بده
رفتم درمانگاه مریضا رو دیدم یه خبر خوش دادن که یه مریض اچ آی وی رو باید ببریم جراحیش کنیم اونم کی خبر داد طولی به موبایل من زنگ زد موبایل امیری رو گرفت و بعدش کاشف به عمل اومد که کارش چی بوده در حال حاضر هم یه مریض تو اورژانس داریم که زیاد بد حال نیست
امروز صبح که پا شدم آزاد زنگ زده میگه برم اورژانس رو تحویل بگیرم بعدم کلی شلوغش کرده که یعنی چیف من خیلی گیره حواست باشه منم که ازین بچه بازی این دیوانه دیگه قاطی کرده بودم داد و بیداد سرش کردم که خودتی و تلفنشم قطع کردم بعدشم رفتم سریع مریضا رو دیدم و بامزش این بود که اینترنای ممل همشون بودن بیچاره ها خبر نداشتن امتحان رزیدنتاس تا شنیدن با لب و لوچه آویزون رفتن پاویون ..امروزم که کشیکیم خدا به خیر بگذرونه
شنبه و یکشنبه پدرم درومد مخصوصا یکشنبه که از صبح او اتاق عمل بودم بعدشم که مجبور شدم برم به اتاق عمل اورژانس و یه آپاندیسیت داشتیم صبح یکشنبه یه عمل خفن داشتیم اینم عکسش امروز ولی خوب بود دو تا عمل لاپاروسکوپی بعدشم که آف بودم و خدا نگهدار..یه چیز باحال هم اتفاق افتاده اونم اینه که امروز یه مریض رو مرخص کردیم تا یه ویپل که امیری پیدا کرده بود رو بستری کنیم که این نامرد ممل خان یه مریض برای خودشون بستری کرده..
کلا گوش شیطون کر تا حالا که همه چی خوب بوده و خبر خاصی نیست فقط یه مریض شکم حاد داشتیم که اول با تشخیص پریتونیت بستری شد اونم تشخیص سرهنگ بود منم به نگی گفتم اومد مریض رو دید اصلا علائمش نمی خورد خلاصه قرار شد سی تی بشه حالا داریم مگلومین بهش میدیم بخوره تا ببینیم چی میشه مریض که الان اصلا علائمی به نفع پریتونیت نداره اشتها داره. شکمش نرمه و خلاصه هیچ چیز نداره که بگیم پریتونیته
امروز استاژرهای جدید اومدن این بماند یه مشاوره cv line داشتم تو عفونی یه پسر جوون بود با آندوکاردیت رفتم دیدمش آزمایشاش مال یه هفته پیش بود رفتم پروندشو کامل خوندم بعدشم گفتم وسایل بالای سرش باشه و برای اولین بار از قدام گردن به راحتی گرفتم خیلی حال کردم وقتی داشتم مشاورشو مینوشتم سرپرستار بخش اومد گفت برای اولین بار یع رزیدنت جراحی بدون اینکه غر بزنه و بپیچونه واسه مریض cv line گذاشت و بعدشم ازم تشکر کرد خیلی حال کردم
ناهار امروز مزخرف بود رفتیم با پاشا یه پیتزایی زدیم
دیشب با بروبچ نشستیم کلی تست زدیم و خلاصه آمادگی برای امتحان امروز ولی خدا نصیب گرگ بیابون نکنه یَک گندی زدم که اونسرش ناپیدا ایستگاه اول که 16 تا SLIDE بود من 7-8 تا رو که جواب دادم وقت تموم شد بعدش رفتم سونو FAST که اونم به سلامتی ترتیبش رو رعایت نکردم بعدش رفتم معاینه Breast که اونو خوب بودم بعدش رفتم ازم در مورد یه مریض سوال شد ترومای نافذ chest بود تو فضای بین دنده ای 7 که کم همه رو گفتم ولی یادم رفت که فضای بین دنده ای تروما خیلی پایینه و در مورد دیافراگم هم سوال کنم...بعدشم که رفتم برای دست شستن و سوچور زدن که آخر گند رو اونجا زدم خلاصه حالم خیلی گرفته شده تنها نکته مثبت امروز ایم بود که رفتم دانشگاه اونجا 200 تومن به عنوان هدیه بهم دادن واسه قبولی تو رزیدنتی
امروز رفتیم اتاق عمل یه لیپوم به درد ما خورد که زنگ زدم به محمد هم اومد و با هم رفتیم موقعی که بهش زنگ میزدم صفر کنارم بود گفت چیکارش داری گفتم تو که بهش کار نمیدی من هواشو دارم همون موقع میر ازکنارمون رد شد صفر میکوبید تو سرش که یواش آبرومو بردی ..بعدشم یه خال گردن اومد که براش برداشتیم با کمک امیری که جالبش این بود اینا سر عمل لاپاروسکوپی بودن ما مریض رو معطل میکردیم تا یه سال بالایی بیاد بالای سرمون ..هی مریضه میگفت چرا شروع نمیکنین ..میگفتم شیشه پاتولوژیت گم شده رفتن بیارن دوباره..موقعی که دیروز یواشکی خوابیده بودم تو اتاق عمل ازم عکس گرفتن نامردا امروز نشونم دادن