-
پولمون پرید
دوشنبه 16 خرداد 1390 17:44
امروز کشیک اورژانسم صبح که همکار سابق و سهامدار کلی درمانگاه دیابت اومدن خدمتمون و یه جورایی حالیمون کردن که ۳ میلیون پول بنده تقریبا پریده که بسیار مسرور شدیم ..الحمدلله اورژانس خیلی خوبه تا الان یه شالدون هم در شرایط آکروباتیک گذاشتم هنوز chest مریض رو ندیدم
-
خبر خوش
سهشنبه 10 خرداد 1390 22:43
امروز روز توده درآوران بود اول یه تومور کلیه بعدش یه تومور رحم یکی از عمل هامون هم کنسل شد یه خبر خوب هم از سرهنگ شنیدیم و اونم این بود که استاد کولورکتال فرمودند که من یا ممل یکیمون می تونیم بریم مرخصی برای این تعطیلات آینده .یه اتفاق با نمک افتاد امروز و باز شمارش گاز و یکی کم بود کلی گشتن و بعد من یادم افتاد موقع...
-
شام مشترک
دوشنبه 9 خرداد 1390 12:08
دیشب با ممل و پاشا رفتیم پارسوا یه پیتزا بادمجون با یه لازانیا و بوقلمون دودی شریکی زدیم خیــــــــــــــــــلی حال داد
-
CT آبسه تشخیص افتراقی هرنی اینگوینال
جمعه 6 خرداد 1390 13:00
عکس شماره 1 عکس شماره 2 عکس شماره 3 عکس شماره 4 فیلم گرفته شده از CT همین بیمار با توضیحات رادیولوژیست
-
عمل آپاندیس با پاشا
جمعه 6 خرداد 1390 01:14
امروز رفتیم ژورنال کلاب آخراش استاد برست به نحوه مقاله ارائه دادن رزیدنتا گیر داد که همانا امیر سال دویی بود و بعدشم به میر گیر داد که این حتی پرب و درب هم بلد نیست و کلا گیر پشت گیر و گفتن شما خیلی بی سواد دارین بار میاین وسطاش یه انسان شریفی گفت اگه شماها هم حرفی دارین بزنین که سبحان چند کلامی گفت و منم می خواستم...
-
خوب بد زشت
چهارشنبه 4 خرداد 1390 23:53
-
وقتی استاد اد من شد
شنبه 31 اردیبهشت 1390 14:47
دیروز یکی از رویایی ترین کشیک هام رو داشتم اولش اصلا معلوم نبود چون روز جمعه بود و اشتباهی مشاوره ها رو هم روی موبایل من دایورت کرده بودند پیش خودم گفتم بدبخت شدم ممل هم که فهمید دیگه کلی خرکیف شده بود خلاصه نشون به اون نشون که ما فقط یه آپاندیسیت بردیم اتاق عمل با اون بچه پررو سال دویی که وسطاش به ممل گیر داد و لوس...
-
گواهی فوت نوشتیم 6 صبح
جمعه 30 اردیبهشت 1390 08:39
دیشب یکی از مریضامون که از خانه سالمندان اومده بود و یک هفته ای هم تو ICU بود متاسفانه فوت شد و من یادم رفت گواهی فوت بنویسم و صبح زنگ زدن و داد و بیداد که چرا نیومدی و الان زنگ میزنیم استادتون و ...رفتم نوشتم و بعد یکی از اینترن ها زنگ زد که امروز جمعس و ما اکتیو هستیم کی بیایم منم گفتم همون هفت و چون ارشد محترم دل...
-
استاد هم...
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 19:33
امروز جناب استاد کولورکتال چندین نوبت مارو مورد لطف قرار دادن اول که ما یک دفعه به خاطر گرمای لیگاشور دستمون رو عقب کشیدیم و بعدشم به خاطر داغی آبی که باهاش شکم رو میشستیم و بعدشم در مورد تلفظ ((ق)) و بعدشم در مورد اینکه بنده 120 ساله خواهم شد چون استرس ندارم که سرهنگ ازم دفاع کرد گفت خیلی استرسی هستم و استاد هم...
-
بچه ها رو مهمون کردم
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 00:29
امروز که خوشبختانه یکی از مریضا کنسل شد اونم یه خانم بود که تیروئید داشت و رضایت همسر نداشت میگفت در حال طلاقم واسه همینم گیر دادن باید یه رضایت از دادگاه یا پزشک قانونی بیاری که کلی اشکش درومد و ما خوشحال که نمیمیریم از خستگی بعدشم که امروز من آنکال بودم و پدرم درومد شب با بچه های پرستار که بودیم من مهمونشون کردم به...
-
رامون ندادن
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 16:53
امروز مورنینگ داشتیم من و ممل داشتیم قدم زنان میرفتیم سالن اجتماعات وقتی رسیدیم من در رو هل دادم که بریم تو دیدم خیلی به زحمت باز میشه انگار یه چیزی گذاشتن پشتش خلاصه یه ذره که باز شد دیدم یه استاد شریفی پشت در هست به من گفت نمیشه بیای تو شما دیر رسیدین .حالا ساعت دقیقا ۷و۳۵ دقیقه بود و ما ۵ دقیقه دیر رسیدیم با ممل...
-
شالدون سخت
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 22:27
امروز دو تا عمل داشتیم ولی پدرمون درومد تا ساعت 4 بعد از ظهر در گیر بودیم وقتی اومدم پاویون مثل جنازه افتادم بعدش با صدای ممل بیدار شدم با پفک اومده بود بر بالین بنده خلاصه یه کم هم اینترنت بازی کردم . تا اینکه ساعت 9 بود که ممل زنگ زد گفت مریض ICU شالدون میخواد بیا کمک رفتم ..مریضه یه گردن کوتاه و چاق داشت که ممل از...
-
حال مریضمون خوبه
جمعه 23 اردیبهشت 1390 11:43
امروز رفتیم اون مریضه که پاش رو قطع کرده بودیم رو ویزیت کردیم ..خیلی حالش خوب بود ..کلی حال کردیم . امروزم که ممل آنکاله و خداحافظ بیمارستان
-
اولین پایی که قطع کردم
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 13:41
امروز صبح که رفتیم امتحان دادیم و کیولن جان خیلی به بنده کمک کردن دستشون درد نکنه بعدشم برگشتیم یه نیمرویی با دوستان زدیم و اومدیم بخش رو ویزیت کردیم و در این حین سرهنگ با یکی از نرس ها قاطی کردن سر خوابوندن مریض و داد و بیداد و نرسه هم شاکی شده بود هی فحش میداد و میگفت شمارتونو میدم به مریضا منم این وسط از کار اینا...
-
تولد مزخرف
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 22:40
ناسلامتی ۲۰ اردیبهشت تولد من بدبخت بود و به سلامتی یک کشیک بسیار مزخرف داشتم که نگو و نپرس تو عمرم انقدر خستگی نکشیده بودم الول از همه که یه مریض داشتیم با کلانژیت که گوارشی ها نتونستن براش کاری بکنن و ERCP ناموفق بود و مریض با پلاکت 40000 به خونریزی افتاده بود حالا جالب مریض تو سرویس داخلی بود ما دم به دقیقه میرفتیم...
-
ضایعانه
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 20:45
امروز صبح رفتیم مورنینگ وسطاش داشتم با ممل صحبت میکردم که استاد لاپاروسکوپی که جلسه رو اداره میکرد بر گشت از سر جلسه داد زد دکتر فلانی چقدر به مریض سرم دادیم ما هم که داشتیم با ممل حرف میزدیم یک کلمه نفهمیده بودیم خودمون رو پشت سر نفر جلویی قایم کردیم که باز ندا امد دکتر فلانی رزیدنت جراحی با شما هستم تو این فاصله هی...
-
CV line سخت
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 20:43
امروز کشیکیم و داغون سرماخوردگی الحمدلله کشیک خلوتیه عصر زنگ زدن گفتن یه CV line هستش بیا بزار رفتم مریض رو که دیدم یه خانم 80 ساله بود که از سرای سالمندان اومده بود و بچه های طب اورژانس هرچی سعی کرده بودند نتونسته بودند ازش رگ بگیرند منم چند نوبت سعی کردم تا بالاخره از قسمت پوزتریور گرفتم اتند محترم طب هم اومده بود...
-
سرم زدیــــــم
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 11:00
امروز که با تن تبدار رفتم بخش رو ویزیت کردیم و بعدشم که به سفارش سرهنگ رفتیم اتاق عمل تا صبحونه بخوریم ولی من که حال نداشتم به بچه های اتاق عمل گفتم یه سرم بهم وصل کنن اولش اومدن از قسمت گودی آرنجم بگیرن که مقدور نشد و دهن ما رو آسفالت کردن و بعدشم که از پشت دستم گرفتن که باز پدرمون درومد
-
نماشگاه لاله ها
شنبه 17 اردیبهشت 1390 22:26
امروز با جناب وکیل و دوستشون رفتیم باغ لاله ها در آسارا نزدیک کرج خیلی خوش گذشت و صبحونه رو هم تو یه رستوران لب جاده به نام کاهار (امیدوارم اسمشو درست نوشته باشم) خوردیم بعدشم ساعت ۳۰ و ۲ رفتیم به استقبال پدر جان که از مکه تشریف فرما شدن امیر رضا بابا جان هنوز از راه نرسیده گفت واسه من چی آوردی بابا جون!!! یه سرمای...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 اردیبهشت 1390 01:12
امروز صبح (پنجشنبه) که رفتیم ژورنال کلاب و از اساتید با شیرینی پذیرایی کردیم چون گند زده بودیم و روز معلم رو یادمون رفته بود . بعدشم دوباره برگشتیم پاویون زیر آلاچیق یه تریپ دیگه باز کیک و چایی زدیم ..و با سرهنگ و بقیه کلی عکس یادگاری و بگو بخند از سرهنگ هم شنبه رو مرخصی گرفتیم و بعدشم که پاشا زنگ زد شب رفتیم سینی...
-
کونتر زدیم
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 17:12
امروز که رفتیم اتق عمل با استاد کولورکتال خیلی حال داد اولش که آشنای استاد رو عمل کردیم و کلی به ما کار محول شد از جمله کونتور رو بنده زدم و کلی هم به فرموده کوتر زدیم که مقبول بود و بعدشم که آف شدیم با بروبچه های سال بالایی نشستیم بیرون پاویون به چایی خوری و بگو بخند امروزم که ممل آنکاله ...
-
آقا معلم شدیم
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 19:39
امروز کشیکم من قرار شد بخش باشم..باز امروز به ما گفتن باید بریم skill lab و ما رفتیم و برای استاژرها آموزش سوچور زدن رو اجرا کردیم بعدش برگشتیم اتاق عمل و رفتیم با استاد سینوس یه فیستول رو عمل کردیم که خیلی خفن بود بعدش رفتیم بخش اورولوژی یه CV Line گرفتیم و الانم که اومدیم اتاق عمل با ممل یه مریض انسدادی داریم
-
مریض chest pain گرفت
جمعه 9 اردیبهشت 1390 10:32
دیشب یه مریض داشتم تو بخش جراحی قبلی بستری شده بود دو دفعه تا صبح به ما زنگ زدن که مریض chest pain داره خلاصه رفتیم مریض رو دیدیم و مشاوره قلب و مریض راهی CCU شد صبح هم که اومدیم رفتیم ویزیت اینترن های محترم دیر اومدن توسط سرهنگ شستشو شدن و ما باز این ها رو نصیحت کردیم و بعدشم بخش رو سپردیم دست ممل پلنگ و ...خداحافظ
-
NETBOOK
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 11:48
دیروز و امروز در همایشی بسر بردیم و بنده و ممل و سرهنگ و کلا کادر محترم جراحی فقط به فکر پذیرایی بودیم و بس هر دو روز هم یه NETBOOK قرعه کشی شد که این آخریش رو جنید برد و ما در حسرتش فرو رفتیم امروزم که آنکال هستیم و اینترن هم نداریم
-
اولین کشیک دو نفره
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 19:21
امروز اولین کشیک دو نفرمونه صبح که ممل پلنگ رفت اتاق عمل ما همخ رفتیم درمانگاه تا الان هم که یه هرنی اینکارسره داریم که داریم آماده اتاق عملش میکنیم و کلا خوب بوده تا حالا هم که شالدون یا CV line نداشتیم و کلا کشیک آرومی بوده تا ببینیم تا صبح چی میشه
-
اطلاعاتی در خصوص مقاله نویسی
یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 23:36
مریضی که low anterior شده بود chest pain پیدا کرد و حالا بدو نوار قلب بگیر و خلاصه گرفتارمون کرد. الحمدلله حالش خوبه لیست عمل فردامون هم یه دفعه خفن شد و بع ویپل تبدیل شد حالا حساب کنین فردا اکتیو هم هستیم ..چه شود....شب با اینترنم رفتیم یه نوشیدنی زدیم و در باب مقاله نویسی اطلاعاتی حاصل شد
-
بد جوری خسته ام
یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 16:45
امروز که رفتیم اتاق عمل یه مریض LOW anterior resection داشتیم که پدرمون رو درآورد اول با استاد کولورکتال رفتیم و وسطای عمل به بنده فرمودند تو اسمت پسوند هم داره و بنده جواب دادم که فرمودند اوه ه ه ..خیلی که فامیل شدیم..وسطای عمل هم استاد باحاله لومد به جای استاد کولورکتال چون استاد کمردرد داشتن و خلاصه با بدبختی این...
-
اولین روز اتاق عمل 2
شنبه 3 اردیبهشت 1390 16:43
دیشب که اولین گزارش بخش رو برای بخش جدید دادم و با اینکه چند تا مریض آماده نبود سرهنگ گیر نداد و دوباره زنگ زدم و دیشب هم کلا همه چی به خیر و خوشی تموم شد امروز هم که اولین راند رو داشتیم با استاد کولورکتال که دو دفعه مچ بنده رو گرفتند و ما هوای کار دستمون اومد اولیش این بود که داشتم یواشکی خمیازه میکشیدم بنده رو دیدن...
-
بخش جدید شروع شد
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 16:33
امروز اولین روز بخش جراحی جدید بود اول صبح که رفتیم فقط من و ممل بودیم و هیشکی نیومده بود بعدش سرهنگ جدید اومد و رفتیم راند وسطاش اینترن های پسرمون اومدن و راند تموم شد رفتیم ژورنال کلاب امیری و نگی مقاله دادن بعدش با استاد باحالمون رفتیم اورژانس رو دیدیم و بعدشم دوباره راند رفتیم امروز اون مریضی رو که لیپومش رو...
-
آخرین روز
چهارشنبه 31 فروردین 1390 16:41
امروز آخرین روز بخشمون بود شب قبل بنده در جوار امیر رضا خان بودم صبح که اومدم اول اجازه گرفتم رفتم دوربینم رو گرفتم و بعدش اومدم اتاق عمل بعدش اساتید رو گفتیم اومدن با هم عکس گرفتیم و دو تا از استاژرها هم اومدن با هم عکس گرفتیم و ته اتاق عمل هم یه لیپوم اومد که پایان خوبی بود ..تنها نکته منفب داستان دلخوری استاد...