روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

روزمـرگی های یک رزیـدنت جراحـی

خاطرات دوران تحصیل در رشته جراحی عمومی ، زشت و زیبا ، تلخ و شیرین

امروز عمل نداشتیم

امروز که اتاق عمل نداشتیم. با استاد لاپاروسکوپی یه راند انجام دادیم و بعدش رفتیم کتابخانه که یوم الله ارتقا نزدیکه 

گر دست فتاده ای بگیری، مردی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

اولین کیسه صفرای آقا

کشیک دیشب ما خلاصه شد به دو تا آپاندیسیت که ائلی رو دادیم به سال یکی دومی که خیلی چاق و بد قلق بود رو خودم تموم کردم دو تا مریض عملی هم داشتیم که اولیش یه پسر جوون 22 ساله افغانی بود که با درد شکم اومده بود و افت هموگلوبین هم داشت یه خانم با کانسر متاستاتیک از مثانه هم داشتیم که به عمل امروز رسیدن پسر جوون خیلی اوضاش داغون بود اصلا نمیشد داخل شکمش رفت از بس چسبندگی داشت و seeding تو همه روده هاش میشد دید استاد لاپاروسکوپی هم اومد و گفت دست بهش نزنین. پدرش روحانی بود. مادرش و برادرش هم بودن براشون توضیح دادم. خیلی حالشون بد شد مخصوصا مادرش. اون خانومه هم عمل کردیم و براش یه diversion داخلی گذاشتیم یعنی آناستوموز دیستال ایلئوم به کولون عرضی. تودش تو ایلئوسکالش بود. یه هموروئید یه معاینه زیر بیهوشی یه سینوس پیلونیدال هم داشتیم. و از همه مهمتر یه کیسه صفرا لاپاروسکوپی اونم آقا اونم ادماتو و ملتهب که بعد اینکه کلیپس زدنم تموم شد دیگه وسطاش قابل جدا کردن نبود دم و دستگامونم که آخرش بود دم به دقیقه یا دود همه شکم رو می گرفت یا دوربین کثیف میشد. خلاصه دست به دامن جناب سرهنگ شدم و کارو تموم کرد بعدش دیگه به چه جون کندنی اون هیولا رو آوردیم بیرون بماند. به قول استاد لاپاروسکوپی کیسه صفرای مردا نامرده

کشیک خلوت

کشیک امروز که تا الان به حول و قوه الهی بد نبوده و تا کنون هم یه آپاندیسیت بیشتر از توش در نیومده و امیدواریم تا صبح هم همینجوری بمونه که ما بشینیم دو تا کلمه درس بخونیم که امتحان ارتقا داریم و خدا به خیر بکند

امان از این آدمای چاق

امروز دو عدد کیسه صفرا در لیست عمل داشتیم و بهر امید لاپاروسکوپی صابون بر دل مالیده بودیم. اولی که اصلا دوربین رو بردیم تو انقدر چسبندگی داشت که بی خیال شدیم و بازش کردیم . بسیار بد بود و ادم خیلی شدیدی داشت. اصلا آناتومی خوبی نبود. با صلاحدید جناب سرهنگ رییس گروه هم که اون حوالیا بود اومد سر عمل و تاکید کرد که خیلی دستکاری نکنین و تمام شد. بعدشیم که یه خانم بسیار چاق بود رو بردیم لاپاروسکوپیش کردیم . یعنی انقدر وسعت داشت آناتومی این بیمار که پورت ها هم کم آورده بودن. اینم با هزار بدبختی درومد و همه از جمله خود بنده خون به جگر شدم تا روی ماه کیسه صفرا رو خارج از شکم ببینیم. امروزم که خبر اومد مریض ICU فوت شده. خبر بدی بود البته قابل پیش بینی . سرطان پیشرفته ای داشت که قابل عمل هم نبود و پاشا براش فقط درن گذاشته بود. فردا هم به سلامتی کشیک هستیم. تا چه پیش آید و چه در نظر افتد

ازون روزای بد شانسی

امروز ازون روزا بود. ما که همیشه تا 6 عصر تو اتاق عمل بودیم دیشب فهمیدیم که عملامون به فردا صبح نمیرسه و به 1001 دلیل کسی برای فردا آماده نمیشه . خلاصه یکی دو تا مریض کوچولو داشتیم که ازشون شماره گرفته بودیم زنگ زدیم بیان. خلاصه این که امروز یه سینوس پیلوندال عمل کردیم. بعدشم که یه تیروئید عمل کردیم که اونم صبح اومد بستری شد و مدارکشم کامل بود شکر خدا. یه بیوپسی لنف نود هم داشتیم .دیشب که فهمیدیم مریض نداریم از ممل اینا یه AVF قرض طرفتیم که صبح فهمیدیم که نمی خواد عمل بشه. بعدشم که یکی دیگه سرپایی اومد اتاق عمل و برای خودمون برداشتیم درومد که مشکل مالی داره اونم کنسل شد. یعنی خیلی رو شانس بودیم امروز. خدا رو شکر شانسمون به تیم ملی فوتبال نگرفت

گرفت

امروز طبق روال دوشنبه ها اول که رفتیم جلسه مورنینگ. دو تا مریض معرفی شد یکی ایسکمی مزانتر بود و یکی دیگه هم پریتونیت صفراوی. بعدشم که رفتیم اتاق عمل مریض اولمون دختر عمه یکی از اساتید بود که وایر گذاری هم شده بود و به فرموده استاد برست ما یه فلپ بالا و پایین رفتیم و وایر رو کشیدیم داخل برش و بعدشم استاد اومد و کارش تموم شد بعدی هم که یه مریض بود که قبلا toilet mastectomy شده بود و براش گرافت پوستی گذاشتیم. استاد گروه مقابل گرافت رو برداشت و ما هم چسبوندیم روش 

امان از دست این شوهرا

دیروز در کشیکمون خبر خاصی نشد و اتاق عمل هم نرفتیم. البته دو بار امداد آسمانی اومد ولی مریض جراحی نداشت. امروزم که یه کانسر کاردیا داشتیم. اول با استپلر زدیم آناستوموزش خوب نشد بعد دوباره با دست دوختیم. یه مریض از اورژانس آوردیم بخش با شک به انسداد. خانمه تو شرح حالش مشکوک میزد. یعنی آزمایشاتش نرمال بود عکس شکمش خوب بود علایم حیاتیش خوب بود. بعد دست به شکمش که میزدیم میگفت خیلی درد داره. نظر جناب سرهنگ این شد که برین تنهایی معاینش کنین. وقتی رفتیم تنها معاینش کنیم. دیدیم که شق و رق نشسته و داره با هم اتاقیاش داره گل میگه گل میشنوه. بعد رفتیم دوباره شرح حال گرفتیم. برگشت گفت این آقا شوهر سابقم هست و من ازش طلاق گرفتم و اصلا نمی خواستم هم بیاد اینجا و . . .خلاصه قرار شد تحت نظر بگیریمش و مرتب چکس کنیم. خودشم میگفت دردم بهتر شده. بهتر دیدیم که مریض رو تو شرایط الکتیو عملش کنیم تا اورژانس. یه کولونوسکوپی هم داره که مالیگننسی براش مطرح شده. اما باریوم انماش هم دیدیم خوب بود. یه چیز دیگه هم اینکه دیابتیه و چند بار هم عمل کرده. یعنی خدا به داد برسه با این همه چسبندگی. خیلی دلم می خواد ببینم چی در میاد

جلسه پربار

امروز که به سلامتی دیر از خواب بیدار شدیم و نزدیک بود به جلسه مورتالیتی دیر برسیم. جلسه برگزار شد و وسطاش گفتن جلسه تعطیل و می خوان برن جلسه جراحی عروق. ما هم با جناب سرهنگ و سال 1 رفتیم بخش رو دیدیم که وسطاش از ممل ندا آمد که استادشون گفتن که رزیدنتا هم بیان. ما هم بدو رفتیم اونجا و دیدیم که اصلاً شروع هم نشده .لذا رفتیم ازین محصولات پزشکی دیدن فرمودیم و یه جایی یه کرم عسل تبلیغ می کردن که قابل خوردن هم بود( واسه زخم های دهانی هم استفاده می شد) خلاصه رفتیم جلسه و حقیقتا هم مفید بود وسطاش هم یه سوالایی از رزیدنتا منجمله خود من پرسیدن و ...اصل داستان خودکارایی بود که آخر جلسه برداشتیم

اولین لاپاروسکوپی مستقل

امروز دیگه بالاخره یه کیسه صفرا که نه، دو تا رو مستقل لاپاروسکوپی کردم. اصلا رو هوا بودم از خوشی. دومیش که خیلی سخت بود یه جدار مزخرفی داشت نمی شد با گراسپر گرفتش. این وسط وسیله هم به ما نمی دادن تازه پررو پرو برمی گشتن میگفتن به رزیدنتا نباید داد. که جناب سرهنگ دو سه دقیقه ارشادشون کرد نتیجه این شد که یه وسیله نو رو برامون باز کردن. کلی خر کیف شدم. یه توتال کولکتومی هم داشتیم و یه دون هم هرنی اپی گاستر. در کل روز بسیار خوبی بود هر چند خستگی همه روزه رو هم داشت. امیدواریم عیشمان مستدام بماند. در انتها جا داره که از زحمات و حمایت های جناب سرهنگ کمال تشکر و قدردانی را بنمایییییییییییییییییییییم